Wednesday, May 30, 2007
از هم گریختیم و آن نازنین پیالۀ دلخواه را دریغ بر خاک ریختیم! جان من و تو تشنۀ پیوند مهر بود،دردا که جان تشنۀ خود را گداختیم!بس دردناک بود جدایی بین ما،از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم।دیدار که آن همه شوق وا میداشت،اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت । آن عشق نازنین که میان من و تو بود،دردا که چون جوانی ما پایمال گشت ! با آنهمه نیاز که من داشتم به تو ،پرهیز عاشقانۀ من ناگزیر بود من بارها سوی تو آمدم ولی!!! هر بار دیر بود
اینک من و توئیم دو تنهای بی نصیب،هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش،سرگشته در کشاکش طوفان روزگار،گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش....